ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
560
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
غلبه يافته بود درهم شكستند . الملك المعظم تورانشاه از حصن كيفا برسيد و با او بيعت كردند و سر به فرمان نهادند و اوضاع به سامان آمد . آنگاه مسلمانان از دريا و خشكى بر فرنگان تاختند . گفتيم كه فرنگان شكست خوردند و پادشاهشان فرانسيس اسير شد . پس از اين فتح ، الملك المعظم تورانشاه دو ماه بعد از رسيدنش به دمياط راهى مصر شد و در فارسكور فرود آمد كه از آنجا به قاهره رود . جمعى از مماليك او كه از خواص وى بودند بر مماليك پدرش دست تطاول گشودند برخى را به خوارى افگندند و برخى را بىكاره و مهمل رها كردند . امراى مماليك بحرى قصد قتل او كردند . اينان آيبك و اقطاى و بيبرس بودند و چنان كه گفتيم - او را كشتند و ام خليل شجرة الدر را به پادشاهى نشاندند و به نام او بر منابر خطبه خواندند و نامش بر سكه زدند و علامت او را كه « ام خليل » بود بر سر فرمانها و منشورها گذاشتند . آيبك تركمانى فرماندهى لشكر را عهدهدار شد . آنگاه فرانسيس دمياط را فديه داد و خود را از بند برهانيد . مسلمانان در سال 648 دمياط را تصرف كردند و فرانسيس را پس از آنكه از او پيمانها گرفتند كه ديگر هرگز متعرض بلاد مسلمانان نشود ، از راه دريا به كشورش روانه ساختند . دولت ترك در مصر تأسيس شد و دولت بنى ايوب منقرض گرديد . چون ايوبيان از قتل الملك المعظم تورانشاه و حكومت شجرة الدر خبر يافتند به هم برآمدند . فتح الدين عمر بن العادل را ، عمش الملك الصالح ايوب در كرك حبس كرده بود و او را تحت نظر خادم خود بدر الصوابى قرار داده بود زيرا بدر را پس از تصرف شوبك و كرك امارت آن ديار داده بود . بدر الدين ، فتح الدين را از زندان آزاد كرد و با او بيعت نمود و زمام كارهايش را به دست گرفت و او را الملك المغيث لقب داد . اين خبر به مصر رسيد . دانستند كه آنچه سبب خشم آنان شده اين است كه يك زن را به فرمانروايى برگزيدهاند . پس همگان به امارت زعيم خود آيبك ، به سبب منزلتى كه در نزد الملك الصالح ايوب و برادرش الملك العادل داشت ، متفق شدند و با او بيعت كردند و ام خليل شجرة الدر را خلع كردند و آيبك را الملك المعز لقب دادند . آيبك به حكومت قيام كرد و ملك مصر را خاص خود نمود و يكى از موالى خود سيف الدين قطز را نايب خود قرار داد و مقامات و مراتب را ميان امراى ترك تقسيم كرد . و اللّه تعالى ينصر من يشاء من عباده . حركت الملك الناصر يوسف صاحب دمشق كه از بنى ايوب بود ، به مصر و حكومت الملك الاشرف موسى به جاى آيبك الملك الصالح ايوب پيش از مرگش جمال الدين بن يغمور را به جاى ابن مطروح امارت دمشق داد . امراى دولت ايوب در دمشق فراوان بودند . چون از تسلط ترك به مصر و حكومت